تبليغاتX
دادار و دست نوشته های دیدار

باز هم جدالی بین احساس و منطق!

بر خلاف همیشه اینبار منطق مغلوب شد ، می دانم تاوانش را خواهم دید ... راهی برای جبران ندارم فقط دعا می تواند کارساز باشد...

از شکست نمی هراسم . می ایستم تا لااقل بازنده خوبی باشم .

دادار بهترین را رقم خواهد زد... ایمان دارم ، گرچه پنهانی آرزو دارم بهترین همان باشد که من میپندارم !

نشاط سپیدی در وجودم ، روحم را تسکین میدهد ... حضور پاک دادار یه مشامم میرسد ، راضی مثل همیشه !

نفس س س س

به انتظار هنرت می نشینم مهربانترین دانای حکیم

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت   توسط دیدار | 

 

می دانم ای فرشته شادیها به استقبال امیر می آیی... امیر پیر و شکسته ما این روزها به تو نزدیکتر است. دیشب روحش دنیا را برای همیشه ترک گفت. امیر ما این روزها خیلی درد کشید می دانیم با لبخند تو و آغوش مهربانت تن رنجورش را آرامش میهمان میکنی....

جدایی 7 ساله تان بزودی پایان می یابد و عشق مهمان دوباره قلب امیر خواهد شد....

برای آرامشش ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت   توسط دیدار | 

(چشمک)

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت   توسط دیدار |