![]() |
![]() |
|
|
ایام، ایام نویی است. تبریک از نو می نویسم پس از مدتها . تبریک لذت میبرم از حضوری دیگر. تبریک این روزها دل پُری دارم، از ویرانی دنیا، از نبودن هرچیز و هر کس بر جای خویش. تبریک به آنان که فقط بر اساس قانون شانس چیزهایی را بدست می آورند که سر سوزن لیاقت مالکیت آن را ندارند. امان از جبر که خواستم ولی هرگز نتواستم از چنگالش بگریزم. امان از اشتباه که دامن گیر ماست . امان از یک اشتباه ... امان از پیامدهایش! باز هم ثابت شد من هرگز در تصمیم گیری اشتباه نمی کنم . پس اُف به جبر... اُف به بی لیاقتی ها ... دلم پُر است از نرفتن زیر باران ، دلم پُر است از دیدن آدمهای عام ... دلم پر است از این روزمرگی که دارد آرام آرام جایی در زندگی من باز می کند. متنفرم از روزگار بی رنگ ... اما دارد بر سر من خراب میشود ناخواسته ... و باز منو تنهایی و مبارزه! راهی که در پیش داشتم کمرنگ شد. اکنون کجای زندگی من است دادارِ من؟ زمانی همه من بودی ... باز غفلت ؟! من مقصر نیستم به خودت قسم این روزها در غم از دست دادن خویش میگریم . خسته ام ... تعطیلات خردم کرد . تصوراتی که به سراب تبدیل شد مرا بر سر مزار خویش کشاند ... دلم بوف کور میخواهد که پیدایش نمی کنم . دلم سهراب میخاست که مدتهاست در قفسه نیست. دلم سرخه بازار می خواهد، دلم پرپروک میخواهد ... دلم آخر قبادیان را میخواد ... دلم خندیدن سر کلاس جوانمرد را میخواهد ... . و تو می دانی اینها فقط بهانه است گوش کن دور ترین مرغ جهان را میخواهم م م م م م م فراموشی بهترین درمان است شاید ... وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم .......... چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است . A r s
باران میبارد ... بیاد آرزوهایی که بارها و بارها زیر باران میکردی! حیاط مدرسه را بیاد داری ! اکنون هم باران میبارد ... دستانم را تا جایی که میتوانم از پنجره بیرون میبرم تا همه آستین بلوز مشکی ام خیس شود ... آرزو می کنم ... آرزو می کنم ... عطر علف باران خورده اردیبهشت ماه را ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 فروردین1386ساعت توسط دیدار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تا آرامش ...
|
| پیوندها |
|
ویرژیل سمانه |
|
RSS
|