تبليغاتX
دادار و دست نوشته های دیدار - بسمه تعالی

خوب است که من هیچ چیز از سیاست نمی دانم نه میدانم چپ چیست، نه راست کیست؟

نه اصولگرا  می شناسم نه اصلاح طلب را

  فقط می دانم این جمعیت قریب هشتاد میلیونی رییس جمهور می خواهد نه شیخ حرمسرا!

چه کسی به یاد ندارد بلاهای نزولی از جانب ریاست بنیاد شهید وقت بر سر همسران داغ دیده شهدا را؟!

شاید خودش هم فراموش کرده مجالسی که ترتیب میداد تا به بهانه بوسه زدن بر فرزندان شهدا، همسران شهید

 را برانداز کرده تا محبت خود را !!!! خدایی نکرده از هیچ کدامشان دریغ نکند، خبر دارم هیچ کس را رد نداد.

راستی آقای کاندیدای ریاست جمهوری ما لااقل برای 4سال رییس جمهور میخواهیم شما خود فکر میکنید

عمرتان تا 22 خرداد کفاف می دهد؟ کاش فکری هم برای کف کردن دهنتان می کردید!

چه کسی صلاحیت این روحانی مبارز را تایید کرده؟!

یادش بخیر جلسات محاکمه شهردار سابق تهران را!  از ضوابط شرکت در آزمون سراسری دانشگاهها بعد از

اعتقاد به خدا و جمهوری اسلامی، نداشتن سابقه کیفری مهمترین گزینه صلاحیت یک دانش آموز است فقط

برای ثبت نام در آزمون!

 

به چشمانم شک میکنم! این کرباسچی است؟ همان شهردار فقید تهران بزرگ! ما یا همه خوابیم یا امثال این

آقایان شعور ما را نادیده میگیرندکه اینطور ما را به سخره خویش گرفته اند برای معاون اولی.

"الله یستهزی بهم"

سنم به انقلاب قد نمی دهد که بدانم مهندس موسوی کیست. اما برایم یک سوال مطرح است اگر ایشان که در

سال هزار و سیصد و فلان، در سن جوانی بخاطر اختلاف با برخی آقایان وقت بصورت یکهو صحنه را خالی

کردند ، چگونه میتوان توقع داشت طی 4سال ریاست جمهوریشان یکهو دچار ورم معده نشده و صحنه را ...

بگذارند و بروند! راستی اطلاعات یک مهندس 70 ساله آپدیت هم میشود؟ من جای نوه ایشان ؛ ولی اگر به سن

ایشان بودم به فکر لباس آخرت  بودم تا صندلی ریاست جمهوری! راستی جناب آقای مهندس موسوی 20 سال

گذشته کدام ایالت سپری میکردید که حالا تصمیم گرفتید با ملت آشتی کنید!؟

بسمه تعالی

نخست وزیر محترم آقای موسوی، نامه استعفای شما باعث تعجب شد. حق این بود که اگر تصمیم بدینکار

داشتیدلااقل من و یا مسیولین رده بالای نظام را در جریان میگذاشتید. در زمانیکه مردم حزب الله برای یاری

اسلام فرزندان خود را به قربانگاه میبرند چه وقت گله و استعفاست.

امام (ره)

پارازیت: از کودکی جز ادب و احترام گذاشتن به یکدیگر و رقابت سالم در مدرسه چیزی نیاموخته ام به فرزندم

چگونه بگویم : عزیزکم این آقای عمامه مشکی با لباس پیغمبر که 8 سال رییس جمهور بوده در جمع چند هزار

نفری احمدی نژاد را مردک کوتوله خطاب می کند اشتباه لپی فرمودند تو یاد نگیر... افسوس

ویل لکل همزه لمزه

جان مادرت محمود خان بذارید ما رنگ آرامش ببنیم. اینقدر چوب را در لانه زنبور نکنید، جنگ را به ما تحمیل

نکنید. جان بچه تان بگذارید موج موشک باران های حرام زاده صدام از وجودمان خارج شود بعد باراک را به

جان پدران و همسران ما بیندازید! من نه میخاهم فرزند شهید شوم نه همسرش! بگذارید خبرمان این استرس

جنگ روده هایمان را بهم نپیچاند. ما فقط یه سرپناه میخاهیم و سرور

به ما چه اوباما می تواند با همسرش تانگو برقصد؟!

جان خودت افراط را چال کن بگذار این دم آخر بچه هایمان روی آرامش را ببینند

به برادر محسن رضایی! آقا من هیچ از شما هم نمی دانم، جز اینکه نظامی هستید از برادران ارتش یا سپاه  یا

نیرو انتظامی نمی دانم! فقط میگویم من اگر بخواهم روزی مدیر مدرسه شوم به این فکر میکنم تا چه حد توانسته

ام خانواده ام را مدیریت کنم!

ما چشم سفید نیستیم اگرچه اطلاع درستی نداریم از حضور شما در جبهه ولی بخاطر مردانگی آن سالها

سپاسگزاریم

من هیچ از سیاست نمی دانم

فقط میدانم این رسمش نیست که فکر کنید ما ملعبه ایم

بروید کنار بذارید اهلش بیاید

فقط یک چیز میدانم و آنکه دعا میکنیم بعد از هر نماز و هر صبح جمعه که صاحب عصر بیاید...

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت   توسط دیدار |